متعه چیز بدیست! غزل و شعر فقط

ای جان ! به چه زنده ای ؟ که جانانت نیست
 
لذت مرگ
ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱ : توسط : سینا
''با وفا''خواندم ات از عمد که تغییر کنی
گاه در عشق نیاز است به تلقین کردن
 

 

 

لذت مرگ

لذت مرگ نگاهی ست به پایین کردن
بین روح و بدنت فاصله تعیین کردن
نقشه میریخت مرا از تو جدا سازد ''شک''
نتوانست، بناکرد به توهین کردن
زیر بار غم تو داشت کسی له میشد
عشق بین همه برخاست به تحسین کردن
آن قدر اشک به مظلومیتم ریخته ام
که نمانده ست توانایی نفرین کردن
''با وفا''خواندم ات از عمد که تغییر کنی
گاه در عشق نیاز است به تلقین کردن
''زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست''
خط مزن نقش مرا موقع تمرین کردن!
وزش باد شدید است و نخ ام محکم نیست!
اشتباه است مرا دورتر از این کردن
کاظم بهمنی