سکّه ی بختم


سکّه ی بختم از اوّل ، هر دو رویش پشت بود
حیفِ افسوسی که می خوردم به روی دیگرش

از بدی هایت گذشتن ، کارِ خیلی سـاده ای ست
این که از من بگذری ، سخت است گاهی باورش

عشق را آموختم از لنگه کفشی گمشده
با نبودش می شود آواره تـای دیگرش ..

حسن رحمانی نکو

/ 0 نظر / 3 بازدید